محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
اسرار المعارف 9
اسرار المعارف ( فارسى )
بچنگ افتد و قرنها رود كه بجر حرفش در ميان مردم نباشد و مدعيان خودخواه با يكديگر نزاع كنند كه صوفى منم نه تو ! و از آن غافل كه صوفى خود را چنان نمود دهد كه اهتمال گوهر در او نرود و مردم او را اوباش پندارند . كسى كه گنج يافته باشد هرگز اظهار نكند و سعى دارد كه مظنهء مردم را از خود بگرداند چه جاى آنكه غوغا كند كه كس اين گنج را جز من نيافته . حال تصور كن كه به آن دريا چگونه توان رفت و به آن نقطه چگونه توان رسيد و غوص چگونه توان كرد و آن صدف را چگونه توان شناخت و چگونه بچنگ توان آورد ؟ . ( حصول اين امر منحصر است به دو اصل و هزار شرط : ) اصل اول - گذشتن از جان و ترك آمال دنيوى و اخروى و مرادات ظاهرى و باطنى است بالمره . اصل ثانى - طلب دليلى كه او افسون جانوران بحرى را بداند و از تدبير دفع نهنگ آگاه باشد . 2 اى عزيز : تو بدوستى اخلاص اين قوم قناعت كن و طالب سلوك ايشان مشو از آنكه به اين مقصود مشكل توان رسيد و دليل آگاه مشكل توان بدست آورد و ناچار به اباحت افتى و از خانه و دكان هر دو بازمانى و اگر همت تحصيل آن را با شرايط مذكوره در خود بينى زهى توفيق . اما نميكنم كه اين ترا ممكن شود . در صورتى كه مرشد كامل بدست باشد از هزار تن يكى بمراد نرسد تا چه جائى كه مرشدى